أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
301
قانون ( فارسى )
باشد ، مزاج درست و نيرومند است و نيروى بسيار زياد دارد . ليكن گمان نمىرود كه حرارت غريزى بهر درجهاى كه باشد از نيرو بكاهد ، بلكه اين حرارت برانگيزندهء نيرو در گوهر روانى و ذكاوت در نفس است . گرمى مزاجى كه تابع بدمزاجى باشد چنانچه زياد شود نيرو ناتوانتر مىگردد . 2 - مزاج سرد : نبض سردمزاجان از هر حيث رو به كمى و كاستى است . كوچكى و بويژه درنگ و تفاوتش از ديگران بيشتر است . اگر ابزار نرم باشد پهنى ، درنگ و تفاوتش بيشتر است و اگر ابزار سخت باشد كمتر از حالت داراى ابزار نرم است . ضعف نبضى كه از مزاج سرد سرمىزند بيشتر از آن است كه از مزاج گرم ناشى مىشود ، زيرا مزاج گرم با نيروى غريزى سازگارتر است . 3 - مزاج تر : نبض ترمزاجان موجى و نمايان است . 4 - مزاج خشك : نبض خشكمزاجان به تنگنا و سختى گرفتار مىآيد . اگر نيرو زياد و نياز هم بسيار باشد نبض دوضربانى ، نبض ترنجيده و نبض لرزان در راه است . بعد از اين با توست كه دستور را از بركنى و در اين زمينه خودت قياس را درك كنى . گاهى چنين اتفاق مىافتد كه نيمى از بدن انسان داراى مزاج گرم و نيم ديگر واجد مزاج سرد است ، در نتيجه هر نيمهء نبض حال جداگانهاى دارد كه حاكى از گرمى و سردى است . نبض نيمهگرم به آهنگ مزاج گرم سازگار مىشود و نبض نيمه سرد از سردمزاجى تاثيرپذير است . پس بايد بدانيم كه جزر و مد قلب سرچشمهء باز و بسته شدن نبض نيست و منشاء اين دو عمل از خود جرم شريان است . فصل نهم - نبض در فصول سال در بهار : نبض در بهار از حيث نيرو قوى و از ساير لحاظ معتدل است . در تابستان : از آنجا كه نياز نبض در تابستان زياد است ، نبض در اين فصل سريع و پياپى است و از آنجا كه در تابستان گرماى خارج ، فراگيرنده روان را بيش از اندازه تحليل مىبرد و نيرو را كاهش مىدهد ، نبض كوچك و ناتوان مىگردد . در زمستان : چون در زمستان نيرو ضعيف است ، تفاوت ، كندى و ناتوانى نبض از نبض تابستانى بيشتر است . ليكن اتفاق مىافتد كه برخى جسمها كه گرمى مزاج آنها چيرگى دارد حرارت غريزى را در ژرفا نگهدارند - كه سرانجام جمع مىشود و در برابر سرما مقاومت مىكند - و از سرما تاثير نپذيرند و سرما به ژرفا نفوذ نكند .